خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
75
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
لازم به يادآورى است كه حصر كيفيت در اين چهار نوع ، حصر استقرايى است . همچنين كيفيت را به گونهاى ديگر تقسيم كرده و گفتهاند كه كيفيت يا عارض بر كميت هست يا نيست . در صورت دوم يا از عوارض نفوس است يا نه . در صورتى كه از عوارض نفوس نباشد يا حالت و هيأتى است كه بالفعل حاصل است يا استعداد حصول آن حالت وجود دارد . خواص كيفيت 1 - كيف مىتواند محل وقوع اضداد باشد . 2 - كيف مىتواند شدت و ضعف بپذيرد . اين خاصيت فقط در سه نوع از كيفيات وجود دارد و آنها عبارتند از كيف عارض بر كمّ ، كيف نفسانى و كيف محسوس ، چنان كه اين خاصيّت در كميّات نيز وجود نداشت . برخى از دانشمندان گفتهاند كيفيت چيزى است كه باعث مشابهت و عدم مشابهت در اجسام مىشود . ولى اين سخن معنى كامل و درستى ندارد . زيرا در وضع و شكل و غير آنها نيز اين معنى وجود دارد . فصل ششم : مقولهء اضافه و انواع آن مقولهء اضافه ، از مقولاتى است كه بر بيشتر موجودات عارض مىشود و در تعريف آن گفته شده مضاف امرى است كه ماهيت آن در مقايسه با غير آن قابل تعقل باشد . بايد توجه داشت كه اين تعريف ، تعريف حقيقى نيست . زيرا مثلا « پدر » كه مضاف است ، امرى است كه در مقايسه با « فرزند » قابل تعقل است و مىدانيم كه ذات پدر از مقولهء جوهر است و آنچه مضاف است ، ذات اوست . بنابراين ماهيت يك پديده نمىتواند در دو مقوله قرار گيرد . ازاينرو در حقيقت ، مضاف عبارت از هيأتى است كه پدر به وسيلهء آن هيأت ، « پدر » است و آن عبارت از هيأت و حالت « پدرى » است ، زيرا اگر از پدر « پدرى » را جدا كنيم ، فقط عنوان « مرد » انتزاع مىشود كه عبارت از مقولهء جوهر است ، در حالىكه « پدرى » نه از مقولهء جوهر است و نه از ساير مقولات عرضى غير از مقولهء اضافه . بنابراين « پدر » مجموع ايندو معنى است كه يكى از مقولهء جوهر است و آن عبارت از ذات پدر و ديگرى عنوان پدرى كه از مقولهء اضافه است .